|
chobanballasii(چوبان بللسی) بخند به روی دنیا / دنیا به روت بخنده!
| ||
|
آیا میدانید: مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند. آیا میدانید: بیشترین میزان تولد در جهان برای ماه آگوست است؟ آیا میدانید: اکثر ماتیک ها حاوی پولک ماهی است؟ آیا میدانید: خرس ۴۲ دندان دارد؟ آیا می دانید انسانها به طور متوسط در روز 15 هزاربار پلك می زنند؟ آیا می دانید حدود13 درصد مردم چپ دست هستند؟ آیا می دانید از دست دادن تنها یك أرصد آب بدن موجب تشنگی میشود؟ آیا می دانید هر انسان می تواند یك دقیقه نفس خود را حبس كند؟ باز باران بی ترانه ترم اول (ترم جو گیریدگی): • ترم دوم (ترم عاشق شدگی): 1- جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است بقیه در ادامه مطلب.................... ادامه مطلب
1- می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه 2- می دونید مردها مثل مخلوط کن هستند..... برای اینکه تو هر خانه از اون هستش ولی نمی دونین به چه دردی می خوره 3- مردها مثل آگهی بازرگانی هستند..... یک کلمه از چیزهایی را که میگن نمیشه باور کرد 4- مردها مثل کامپیوتر هستند..... کاربری شون سخته هرگز حافظه قوی ندارند ادامه مطلب
1:خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.
۲:ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار. ۳:در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم. ۴:سن ازدواج رو بیارین پایین، همون ?? یا ?? خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می افتین. ۵:تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید. ۶:دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می شه. ۷:پسر های فامیل بهترین و در دسترس ترین طعمه ها هستند، رو هوا بقاپیدشون. ۸:رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل…!! ۹:توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می سازن واستون. ۱۰:یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید. ۱۱:در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه. ۱۲:مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم. ۱۳:سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه… ۱۴:کتا مامانه و باباهه می گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید. ۱۵:بالاخره اگه خدای نکرده می خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه. ۱۶:و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کارندارم. ۱۷:اگه کسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نکته:این کار ریسکش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده ?سال فامیلاتون ردیفه ) ۱۸:حداقل یه ??? داشته باشین که طرف به خاطر ماشین هم که شده بیاد ?تا بشین بده ? ماه ? تا بشین. ۱۹:اون یارو که با اسب سفید میادوبی خیال شین. ۲۰:و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف می شید، می پکید. غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! . . . غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه . . . غضنفر منچ بازی میكنه ، مار نیشش میزنه !!! . . . بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب پسری عاشق دختری شد و به خواستگاریش رفت . پدر دختر گفت : اگر می خواهی دخترم را به تو بدهم باید به سربازی بروی و بعد با او ازدواج کنی! پس پسر قصد سربازی رفتن کرد! خانواده اش او را از این کار نهی کردند و گفتند که بگذار درست تمام شود بعد ! اما پسر نپذیرفت و گفت : تحمل سختی ها را به خاطر عشقم تحمل می کنم ! و سپس به خدمت رفت . اما خدمت به وی به سختی می گذشت و رزمهای شبانه و آموزشهای سخت نظامی روزانه و نگهبانی های فراوان و غذای اندک امان وی را برید. روزی به مادر نامه نوشت که ای مادر ! به خانه آن دختر برو و بگو من غلط کردم ! یا از خیر پایان خدمت من بگذرید و یا دختر شما را نخواستم ! مادر برای وی نوشت : ای پسر ! حال که یک غلطی کردی تمامش کن چون این یکی که پرید لااقل برای دفعه بعد از نو شروع نکنی ! قانون طلایی اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگیری کند.... می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار"چهلچراغ" شده اند و بعضی ها طرفدار"صرفه جویی در مصرف برق"! از پدری پرسیدند آیا درست است که میگویند "زمانی فرا خواهد رسید که پسر ها بزرگتر از پدرشان خواهند شد؟" گفت:" اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است. البته کاری به استعداد و نبوغشان ندارم منظور من سن و سال آنهاست!" پرسیدند:" به چه دلیل؟" گفت:"به این دلیل که برایتان شرح خواهم داد: وقتی 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد. یعنی 30 برابر او سن داشتم.. وقتی 2 ساله شد من 32 سال داشتم . یعنی 16 برابر او سن داشتم. وقتی 3 ساله شد من 33 سال داشتم. یعنی 11 برابر او سن داشتم. وقتی 5 ساله شد من 35 سال داشتم. یعنی 7 برابر او سن داشتم. وقتی 10 ساله شد من 40 سال داشتم. یعنی 4 برابر او سن داشتم. وقتی 15 ساله شد من 45 سال داشتم. یعنی 3 برابر او سن داشتم. وقتی 30 ساله شد من 60 سال داشتم. یعنی فقط 2 برابر او سن داشتم. میترسم اگر به منوال پیش برود به زودی از من جلو بزند و او بشود پدر من و من بشوم پسر او!!!" چه جالب . بعد چی شد؟ ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه ! این بار دیگه چیکار کردم؟ ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟ عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن. ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن. یااااادم رفت. ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خاله اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما روز تولد تو رو یادم رفته. از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه. ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم. عزیزم راهو بلدم. ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم. نتونستم پیداش کنم. ترجمه: شئی مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم. برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم. ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم
1. میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
2. از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید 3. مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است 4. مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه 5. در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده.
حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون |
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||